ایلیا «میم» کیست؟

  1. معرفی
  2. آموزگار بزرگ تفکر
  3. آثار توقیف شده

Ostad-Iliyaایلیا رام الله در میان پیروان خود و در نقاط مختلف دنیا به اسم‏های مختلفی شناخته شده است... ظاهر او شباهتی به افراد مذهبی ندارد و خود مؤکداً گفته است که مذهبی و متشرع نیست . وی در باره دین و مذهب آموزش نمی دهد و به سوالات شرعی نیز پاسخ نمی گوید اما با این وجود اکثر تعلیمات او در راستای احیاء معنویت الهی و معرفت باطنی است....

ادامه مطلب

 

Peyman Fattahi- Elia Ramollah 1علم تفکر زیرساخت اصلی دانایی و هوشمندی انسان است... درواقع می‏توان گفت که علم تفکر تکنولژی هوشمندی و روش‏های دانایی است و این موضوع تأثیرات بسیار تعیین‏ کننده و اساسی خود را در حل مسائل (جدای از مقوله اطلاعات) بجا می‏گذارد. از این دیدگاه، با تحلیل شخصیت معلم بزرگ، ایلیا «میم» به نتایج جالبی برمی‏خوریم که به نوعی می‏تواند نمایانگر ابعادی از این تکنولژی هوشمند باشد...

ادامه مطلب

 

 

تا سال 1386 حجم متون تعلیمی او به بیش از 4000 صفحه رسید که در قالب 40 عنوان کتاب گردآوری شده بود. به جز کتاب «جریان هدایت الهی» که حاوی مجموعه سخنرانیهای ایلیا «میم» در سن 23 سالگی است -و در سال 77 با تدوین یکی از شاگردان وی چاپ شد- کلیه کتب تعلیمی وی تحت توقیف دایره ادیان و مذاهب اطلاعات بوده و اجازه انتشار ندارند.فهرستی از مکتوبات تعلیمی استاد ایلیا «میم» که تا سن 33 سالگی از ایشان در دست است عبارتند از ...

ادامه مطلب

 

قصار روز

Category تعالیم معنوی خواندن 144 دفعه

دوست بدارید، دوست بدارید، دوست بدارید

 doost bedarid ea014

دوست بدارید زیرا که این راه رستگاری است، این مِهر شما را آزاد می‏کند.

 دوست بدارید زیرا که خداوند نیز شما را دوست می‏دارد.

 دوست بدارید زیرا که هستی از محبت آفریده شده.

 دوست بدارید با جسمتان، با جانتان و با روحتان.

 دوست بدارید که برتر از آن نخواهید دید.

 اگر دردی دارید، دوست بدارید که شفای هر دردی محبت است، هر زخمی را محبت مرهم است، زخم‏هایتان را مرهم کنید.

 ننالید زیرا که عشق در قلب شماست، عشق را بگذارید بیرون جهد تا ناله‏ هایتان به پایان رسد.

 بگذارید محبت از وجودتان جاری شود آنگاه چه بسیار رنجوران و دردکشیدگان را شادی بخشیده‏اید و خداوند نیز شما را شادی می‏بخشد.

 دوست بدارید که زیباتر از این نخواهید یافت زیرا عشق، خود سرچشمه ‏ی زیبایی است.

 عشق را فراموش نکنید که اگر چنین کردید هستی‏تان را فراموش کرده‏اید. اگر عشق را از یاد بردید، بدانید که مرده ‏اید، امّا مرده چگونه می‏تواند بداند؟

 تا عشق در چشمانتان جاری نشود، کور هستید و فقط خود را می‏بینید.

 تا عشق در گوش‏هایتان زمزمه سر ندهد، افسوس که نمی‏شنوید مگر صدای شوم نفرت را.

 دوست بدارید امّا نه مانند معامله‏ گران، این محبت نیست، این کالایی است پست و زمینی.

 چون آسمانیان دوست بدارید، آنان عشق را برای عشق دوست می‏دارند، زیبایی را چون که زیباست و پاکی را چون که پاک است. این عشق هم پاک است و هم زیبا، هم شفا و هم زندگی، هم جاودانگی و هم هر آنچه از وجود خداوند می‏درخشد.

 عشق را چون عشق دوست بدارید...

 در رنجید زیرا اگر جز این بود او چگونه آمده؟ این رنج از نفرت می‏آید. نفرت، فرزند تاریکی است و تاریکی، روح شیطان است. نفرت را رها کنید، رنج ناپدید می‏شود، امّا نفرت رهاشدنی نیست مگر آن که دوست بدارید.

 دوست بدارید زیرا وعده‏ های خداوند، در عشق منتظر شمایند.

 می‏دانید بهشت کجاست؟ بهشت چیست؟ جهنم کجاست؟

 بهشت و جهنم هم اینک در پیش روی شماست. اینها مهیا هستند.

 شما هم اینک در جهنم هستید اگر در رنجید و در بهشت، اگر روحتان در شادی است.

 چرا وعده‏ های خداوند را به نفع خود تغییر می‏دهید؟

    بدانید بهشت با همه‏ی نعمت‏هایش در عشق است، آن که به عشق پا نهاد به وادی بهشت پا نهاده، جهنم و بهشت هم پیش از مرگتان و هم پس از آن آماده و مهیاست...

 دوست بدارید چون این رودخانه به دریای عشق که نامش را بهشت گذارده ‏اند می‏ریزد و سرانجام به اقیانوس بیکران الهی می‏پیوندد.

 امّا از جهنم بپرهیزید، راه آن نفرت است، آنگاه که به آن وارد شوید جز رنج و اندوه، جز بدی و پشیمانی چیز دیگری نمی‏یابید.

 دوست بدارید ای مردگان زیرا که می‏دانم از مرگ خود پشیمان و اندوهگین گشته‏اید.

 دوست بدارید که عشق به شما زندگی می‏بخشد، عشق هر مرده‏ای را زنده می‏کند و خود جاودانه است.

 ای مردگان از یاد نبرید که عشق در وجودتان نمرده است، او را نطلبیده‏اید پس به سویتان نیامده، او را رها کرده‏اید او نیز رهایتان کرده، به عشق بازگردید زیرا هرگز از شما جدا نمی‏شود.

 ای دنیاپرستان افسوس که مرده ‏اید. بدانید که این دنیا گورستان شماست.

 درهای بهشت باز است، وارد شوید، با محبت وارد شوید.

 دوست بدارید که با آن هر دری باز می‏شود و هر قلبی گشاده می‏گردد و آنگاه عشق در هستی‏تان جاری می‏شود.

 قلب شما، خانه ‏ی عشق است، کلید این خانه در دست شماست.

 دوست بدارید زیرا که خداوند را جز به آن نخواهید یافت.

 دوست بدارید تا ایمانی عظیم و راستین وجودتان را دربرگیرد...

 ای دوستان آیا می‏دانید که پرندگان، ماهیان، زمین و آسمان چه می‏گویند؟ نمی‏دانید. زیرا زبان آنها را نیاموخته‏اید. زبان هستی، عشق است، با عشق همراه شوید آنگاه زمین و آسمان با شما سخن می‏گوید.

 ای مردگان، ای دنیاپرستان چرا سرد شده‏اید؟

 امّا ای سرمازدگان، گرمی و حرارت از عشق می‏آید، خود را در جریان آن رها کنید. دوست بدارید.

 حتّی اگر منجمد شده‏ اید باز هم عشق، شما را زنده می‏کند و محبت، یخ‏های روحتان را ذوب می‏کند و سردی جانتان را گرمی می‏بخشد.

 دوست بدارید که دوست داشتن چون نور است و عشق چون خورشید، تا نور خورشید را نیابید، خورشید دیدنی نیست و تا نور خورشید را حس نکرده ‏اید ایمان به خورشید محال است، پس دوست بدارید که جز با آن ایمان را نخواهید یافت.

 هر چه می‏خواهید دوست بدارید تا به شما داده شود.

 اگر می‏خواهید به خداوند بازگردید خداوند را دوست بدارید.

 هر چه را دوست بدارید به سوی شما می‏آید، عشق را دوست بدارید.

    دوست بدارید زیرا هر چه را دوست بدارید او نیز شما را دوست می‏دارد.

 آنچه از آنِ شماست همان است که دوست می‏دارید پس چرا گورهایتان را دوست دارید؟ آن را زینت می‏بخشید و عزیزش می‏دارید؟ با پشت کردنش دل‏آزرده می‏شوید و با رو کردنش شاد و خرسند؟

 آیا ماران این گورستان را نمی‏بینید که چگونه شما را می‏گزند؟ آیا این موران را نمی‏بینید که چگونه شما را غذای خود قرار داده‏اند؟ این کرم‏ها که شما را لانه‏ ی خویش قرار داده‏اند؟

 این دنیا گور شماست.

 بیرون بیایید از این قبرهای تنگ و تاریک، از این زندان وحشتناک و از این تنهایی مرگبار بیرون بیایید. این دنیا زندان شماست و شما اسیران آنید، افسوس که در خوابید، بیدار شوید و بدانید که راه اینست: دوست بدارید. دوست بدارید. دوست بدارید.

 ای پویندگان اسرار با چه می‏آموزید؟ با تفکر؟ مگر مرده هم می‏تواند حرکت کند؟ خود را از مِهر سرشار کنید. این فکر، مرده است مگر آنکه از عشق پر شود.

 دوست بدارید چون این غذای جان شماست. اگر به جانتان غذا ندهید به زودی می‏میرد و شاید هم مرده باشد. چه غذایی لذیذتر از دوست داشتن؟

 بدانید که عشق سرچشمه‏ ی شادی‏هاست، عشق دریای بی‏ساحل لذت‏هاست، چرا به سوی دریا نمی‏روید؟

 دوست بدارید تا به سرچشمه‏ ی شادی‏ها و لذت‏ها، به بهشت وارد شوید.

 دوست بدارید که وجودتان را مست و حیران می‏کند و از خود بی‏خود می‏شوید و این نشان آمدن خداوند است.

 آن که کلام خدا را دریافت، آزاد شد، رها شد و به پرواز درآمد. آن که کلام خدا را می‏شنود هم اوست که او را می‏بیند و هم اوست که او را در قلب خود می‏یابد.

 آن که کلام او را می‏شنود او هنوز نمرده‏است، با کلام او آرام می‏شود، با کلام او قلبش به لرزه می‏افتد، گرم می‏شود، زنده می‏شود و جان می‏گیرد.

 آن که می‏شنود روحش خواهد گریست، از دوری عشق می‏گرید، می‏گرید...

 خدا را، خدا را، خدا را، دوست بدارید، دوست بدارید، دوست بدارید.

 منبع: کتاب جریان هدایت الهی

آخرین ویرایش در یکشنبه, 17 بهمن 1395 ساعت 20:56

نظر دهید

0