پيام به اهل تفكر
پس سؤالسازي را تمرين كنيد و تمرينها را در تجربهها بكار ببنديد. مشكلات را سؤالات ببينيد و موانع را مسائل بگيريد. در برخورد با ديوارها متوقف نشويد. اگر توان پريدن داريد از روي آن بگذريد يا اگر فرو¬ريختنيست ديوار را فرو ريزيد يا حفرهاي باز كنيد و از ميانش برويد اما متوقف نشويد. عبور از سدها، پر كردن فاصلهها و زدودن ابهامها را با سؤالات بيازماييد و قدرت عبوركنندگي خود را كه تحرك آگاهي و حركت خودآگاهيست افزايش دهيد. بفهميد چه ميكنيد كه عبور كردهايد از آنچه كردهايد و بدانيد كجاييد و گذر خود را ببينيد...
آگاه شويد كه نميدانيد و در آن هنگام در مسير دانايي قرار گرفتهايد. با كليد سؤالات قفلهاي ناداني را بشكنيد و به آن، نميدانم را ميدانم كنيد پس آنچه نميدانيد و بايد بدانيد را به سؤال بدل نماييد. به آنچه ميدانيد عمل كنيد تا آنچه نميدانيد بر شما آشكار گردد. نبينيد چه ميدانيد كه خودبين ميشويد و در خود ميميريد. ببينيد چه نميدانيد و بينا شويد. زود قضاوت نكنيد، دير هم قضاوت نكنيد و جز به ضرورت حق قضاوت نكنيد اما اگر ملزم به قضاوت و اظهار نظر هستيد، تا روشن و معلوم نشده و تا نشانهها و دلايل كافي نشدهاند، خاموش باشيد.
پيش از تصميمات مهمتر و اظهارنظرهاي اثرگذار، موضوع را از زوايايي كه لازم است ببينيد و هوشمندانه بررسي كنيد. به تناسب اثرگذاري تصميم، براي آن زمان بگذاريد و تصميمات را پيش از اجرا برنامهريزي كنيد اگر برنامهپذيرند. مسائل را به تناسب شيوهاي حل كنيد كه بوجود آمدهاند و براي پيدا كردن جوابها از همان راهي برويد كه گم شدهاند. با تغيير سؤالات و قصد و جهت آنها روشهاي ديگر تفكر را تجربه كنيد و در هنگامههاي تفكر، متناسبترين روش تفكر را اتخاذ نماييد. خشكي و تعصب را كنار بگذاريد و نرم و انعطافپذير باشيد و هماهنگ با زمان عمل كنيد.
خود را به بازيهاي فكر گرفتار نكنيد و در مكر افكار گرفتار نشويد. در آنچه از فكر است ترديد كنيد كه فكر، خود به ترديد آميخته است. و در ترديدها ترديدها بايد كرد لكن در قلب خود شك نكنيد كه شك شهود را زايل ميسازد. تفكر كنيد اما از فكرزدگي و مكر فكر بر حذر بمانيد كه مكرزدگي، فكرزدگيست.
خود به حل مسائلي كه طرح ميكنيد بپردازيد و كار آن را به ديگران منتقل نكنيد، چون هر مسئله تمرينيست براي حل بزرگترين مسئله زندگي و آنكه در تمرينات زندگي كم ميآورد، كمتر از زندگي برخوردار ميشود. به فهم آوريد معاني را و برگزينيد خوبترين را و زندگي كنيد زندگي را. »
برگرفته از كتاب تعاليم حق (الاهيسم - جلد دوم) ـ اثر ايليا «ميم»

علم تفکر زیرساخت اصلی دانایی و هوشمندی انسان است... درواقع میتوان گفت که علم تفکر تکنولژی هوشمندی و روشهای دانایی است و این موضوع تأثیرات بسیار تعیین کننده و اساسی خود را در حل مسائل (جدای از مقوله اطلاعات) بجا میگذارد. از این دیدگاه، با تحلیل شخصیت معلم بزرگ، ایلیا «میم» به نتایج جالبی برمیخوریم که به نوعی میتواند نمایانگر ابعادی از این تکنولژی هوشمند باشد...








نظر دهید